در هفتهاي كه گذشت يكي از بمبهاي خبري كه شنيدم خواستگاري عموزادهي گرامي بنده بود. اين خبر به اندازهاي غافلگيرانه بود كه هنوز نتوانستم آن را براي خود حلاجي كنم. غافلگيرانه نه از آن جهت كه سعيد به خواستگاري رفته است كه مدتها بود عزم خود را جزم كرده بود براي اين كار، از اين جهت كه بنده از اين موضوع هيچ خبري نداشتم و به عنوان يكي از صميميترين دوستان وی اين انتظار ميرفت كه از اولين كساني باشم كه اطلاع پيدا ميكنم. اما وقتي اين موضوع را از دهن كس ديگري شنيدم خداوكيلي كلي ناراحت شدم كه چرا اين عموزادهي فلان فلان شدهي ما به صورت خيلي موزيانه دست به اين كار زده. به هر جهت بگذريم...
متأسفانه اين مشكلي فراگير در بين تمام ايرانيان است و تنها مشكل آقا سعيد نيست كه رفاقتها بوي ....... به خود گرفته است و همچون سابق نميتوان روي رفاقتها حساب باز كرد.
بهرحال اميدوارم كه عموزادهي ما در كنار همسر آيندهاش بتواند سالهاي سال به خوبي و خوشي زندگي كند. هرچند به خاطر يكسري دلايل فكر نميكنم روزگار خوشي در پيش داشته باشد. راستي تا يادم نرفته بگم كه جلسهي خواستگاري به خوبي و خوشي سپري شده و قرار بر اين شده كه يك ماه ديگه به سلامتي عقد كنند. آقا سعيد مباركها باشه


+ نوشته شده در یکشنبه 23 خرداد1389ساعت 14:57  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
از باغ میبرند چراغانیات کنند
تا کاج جشنهای زمستانیات کنند
پوشاندهاند صبح تو را ابرهای تار
تنها به این بهانه که بارانیات کنند
یوسف! به این رها شدن از چاه دل مبند
این بار میبرند که زندانیات کنند
ای گل گمان مکن به شب جشن میروی
شاید به خاک مردهای ارزانیات کنند
یک نقطه بیش فرق رحیم و رجیم نیست
از نقطهای بترس که شیطانیات کنند
آب طلب نکرده همیشه مراد نیست
گاهی بهانی است که قربانیات کنند
(فاضل نظری)
+ نوشته شده در پنجشنبه 20 خرداد1389ساعت 20:24  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
مرگ، مردن، جهان آخرت، نيستي همواره از مسائلي بوده كه ذهن آدميان را به كنكاش وا داشته است و ترس از اين مقولات به صورت كم و يا زياد در بين همه ديده ميشود. عدهاي حاضر نيستند جان خود را به هيچ قيمتي به حضرت عزرائيل تقديم كنند و عدهاي نيز راحتر با اين موضوع كنار ميآيند. ولي در كل بايد گفت كه چارهاي نيست و هر كسي در هر جايي به نحوي چشم از دنيا فرو خواهد بست. يكي از قشرهايي كه با واژه مرگ راحتر كنار ميآيند قبركنها هستند كه مرگ به صورت روزمرگي برايشان درآمده است. مصاحبهاي را با يكي از اين عزيزان در شماره 183 هفتهنامه نقدحال انجام دادم كه در ادامه مطلب ميخوانيد...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 5 خرداد1389ساعت 15:28  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
چند ماهي بود كه به هزاران دليل و بهانه سري به وبلاگ نميزدم و حسابي رخوت تمام وجودم را گرفته بود. تا اينكه امروز تصميم گرفتم كه بر اين درد خانمان سوز پايان دهم و مطلبي را در وب بنگارم. به همين منظور از تمامي دوستان، اقوام، آشنايان راههاي دور و نزديك كه در اين مدت به وب ما سر زدند و نظري گذاشتند صميمانه تشكر مينمايم و بقاي امر اين عزيزان را از خداوند منان خواستارم. اميدوارم در اين سال جديد و ماه ارديبهشت كه نزولات الهي بيش از سالهاي قبل بر سر اين ملت ميبارد ما نيز ديگر دچار آن درد خانمانسوز نشويم.
+ نوشته شده در چهارشنبه 15 اردیبهشت1389ساعت 15:58  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
تو را به جای همه کسانی که نشناختهام دوست میدارم ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 28 دی1388ساعت 15:39  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
عجب شبی است این دوشنبه شب ها. شاید خیلی از مردم ایران نیز با من در این خصوص هم عقیده باشند . آنقدر بی صبرانه منتظر دوشنبه شب ها هستم که نمی دانم چطور می آید و چطور می رود. با وجود خستگی که در اوایل هفته به خاطر کار روزنامه داریم ولی همیشه دوشنبه شب ها ساعت 10:45 دقیقه شب تا 1:30 بامداد باید جلوی تلویزیون باشم و نظاره گر شبکه3.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 22 دی1388ساعت 21:9  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
مدتی است هرچه می کنم دستم به نوشتن نمی رود و شاید بهتر آن است که بگویم رخوت اجازه نمی دهد مطلب جدیدی روی وبلاگ بگذارم و آنقدر هم در این چند وقت اخیر اتفاقات بسیار جالب در دور و نزدیک افتاده که نمی دانم به کدام مقوله بپردازم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 15 دی1388ساعت 22:4  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
با توجه به اینکه با تغییرات حاصل شده در استان هنوز خبری از استاندار جدید نیست و رویکرد مدیران استان با این قضیه در این مدت اخیر ت تاسف بار بود نقد اول شماره ۱۷۱ هفته نامه نقدحال را در این خصوص نوشتم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 17 آذر1388ساعت 18:31  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|
نقد اول شماره ۱۷۰ نقدحال را به عنوان جانشین مدیرمسئول در خصوص رفتار مدیران استان در قبال تعویض استاندار نوشتم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 8 آذر1388ساعت 15:23  توسط محمد رضا پشوتنفرد
|